تغییر
یا مقلب القلوب و الابصار...

مثل همه ایرونی هایی که از قیمت سرسام آور نرم افزار در اینجا به نسخه های اصطلاحا قفل شکسته بازارهای وطنی روی می آرن، من هم تا همین چند روز پیش از Word نسخه 2003 استفاده می کردم. راضی هم بودم. یه روز همینجوری که مشغول کار بودم یه پیغام از میکروسافت آفیس اومد واسه به روزرسانی نسخه آفیس با نسخه 2007. تائید کردم و نسخه جدید نصب شد. من هم یک تعدادی از نوشته های قبلی و جدیدم رو تو این نسخه جدید تاپپ کردم. تا دیروز که دیدم دیگه هیچ جوری نمیشه محتوای فایل رو ویرایش کرد. شصت ام خبردار شد که مدت استفاده آزمایشی نرم افزار سپری شده. آقا، اومدم نسخه جدید رو پاک کردم و این فایل اطلاعات همینجوری موند رو دستم.
الغرض، به مناسبت سال نو یه یادداشت بلند نوشته بودم در مورد «تغییر» و اینکه ما ایرانی ها چطور و چرا از اون فرار می کنیم (یه نمونه اش همین نسخه جدید Word). کلی هم اشاره کرده بودم به رویکردهای جدید برنامه سازی خصوصا در شبکه های تلویزیونی فرانسه که احتمالا رویکردی جهانیه. اشاره کرده بودم به اینکه همین مسئله تغییر یکی از اصلی ترین بنیان های یک درام محکم و استخوان داره. همون اصلی که میگه شخصیت پرسوناژ باید در طول داستان «نمود» داشته باشه. و کلی حرف های دیگه...
خوب، فعلا که تلاش من برای خوندن این فایل به نتیجه نرسیده. عجالتا از خیر اون مطلب می گذرم و همینجوری مثل بچه آدم فرارسیدن سال نو رو شادباش میگم. به یادداشت بهاریه سال قبل ام هم که نگاه کردم دیدم دلتنگی هایم با اون موقع فرقی نکرده فقط یک سال پیرتر شده ام.
Labels: یاد


